»» چگونه پروژه «جامعه مدنی» به «مبارزه مدنی» تبدیل شد؟-4
»» در وزارت کشور چه گذشت؟!
»» به قلم پیام فضلی نژاد
««فضلی نژاد
»» "محمد خاتمی" در دولت اصلاحات، زمینه ها و ظرفیت های «فروپاشی از درون» را تقویت کرد و «وزارت کشور» یک «شبکه اجتماعی» تربیت شده را تحویل «مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد» داد. این شبکه تحت نام «مرکز توانمندسازی سازمان های جامعه مدنی» شناخته می شد.
»» مدیریت این مرکز را به «سهراب رزاقی» سپردند. او در دوران ریاست جمهوری خاتمی، مدیر کل «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» و عضو «کمیسیون سیاسی هیئت دولت» بود و از سوی «عبدالله رمضان زاده» (سخنگوی خاتمی) و «سعید حجاریان» (مشاور سیاسی خاتمی) حمایت می شد.
»» ساختار این شبکه براساس تئوری های مغزهای متفکر CIA و MI6 (یورگن هابرماس، ریچارد رورتی و جان کین) بنا گشت. رزاقی در این مرکز، از امکانات وسیع «مرکز پژوهش های مجلس ششم» و نمایندگان اصلاح طلب آن برای پیشبرد ماموریت های مطالعاتی خود استفاده می کرد.
»» از این مقطع، کانون های تبلیغاتی و محافل عملیاتی برای زمینه سازی «کودتای مخملی» فعال تر شدند:
* «نشر نگاه معاصر» تا سال87، چاپ چند کتاب از تئوری های دموکراسی سازی از «حسین بشیریه»
* «محمدعلی کدیور» در سال 1386، ترجمه تاریخچه تئوری های «فروپاشی از درون» با عنوان کتاب «گذار به دموکراسی»
* انتشار کتاب «جامعه مدنی، مبارزه مدنی» چکیده و گزیده مجموعه آثار «جین شارپ» (پدر کودتاهای مخملی) و «رابرت هلوی» (افسر سازمان سیا)
»» ...
هفته نامه انگلیسی «نیواستیتسمن» روز 25 بهمن 1383 ویژه نامه ای را تحت عنوان «ایران: هر آنچه را می خواهید حالا بدانید» منتشر کرد. در نوشتار سوم این ویژه نامه «گای دینمور»، گزارشگر امور دیپلماتیک «فایننشال تایمز» نوشت: «واشنگتن درباره حمله نظامی به ایران دچار سردرگمی شده، اما بهترین راه حل، فروپاشی حکومت جمهوری اسلامی از درون است. کاندولیزا رایس به دنبال یک فرایند طولانی فرسایش رژیم ایران است که با حمایت مخالفان رژیم ایران آغاز می شود.» چه کسانی امید آمریکا در ایران برای اجرای پروژه «فروپاشی از درون» بودند؟

«محمد خاتمی» در دولت اصلاحات، زمینه ها و ظرفیت های «فروپاشی از درون» را تقویت کرد و «وزارت کشور» یک «شبکه اجتماعی» تربیت شده را تحویل «مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد» داد. این شبکه تحت نام «مرکز توانمندسازی سازمان های جامعه مدنی» شناخته می شد و تیرماه 1381، «عبدالواحد موسوی لاری» آن را در «وزارت کشور» پایه نهاد؛ مرکزی که از امکانات، ارتباطات و حمایت گسترده مالی «مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد» در تهران برخوردار گشت. مدیریت این مرکز را به «سهراب رزاقی» سپردند. او در دوران ریاست جمهوری خاتمی، مدیر کل «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» و عضو «کمیسیون سیاسی هیئت دولت» بود و از سوی «عبدالله رمضان زاده» (سخنگوی خاتمی) و «سعید حجاریان» (مشاور سیاسی خاتمی) حمایت می شد.
««MI6
پروژه این مرکز، بر محور «آموزش مدنی» به شهروندان و براساس شاخص های «سازمان ملل» برای «گذار ایران به نظام دموکراتیک» شکل گرفت. تا سال 1384، این مرکز در بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ، برای دختران و پسران جوان «کارگاه های آموزشی» برگزار کرد و از رهگذر ارتباط با «کیان تاجبخش» (جاسوس سیا) از تجربیات و منابع «بنیاد جرج سوروس» بهره می گرفت. تمرکز اصلی این مرکز معطوف به «تقویت فمینیست های سکولار»، «فعالان لائیک حقوق بشر» و «ایجاد زیرساخت های رسانه ای جامعه مدنی» بود و ساختار آن براساس تئوری های مغزهای متفکر CIA و MI6 (یورگن هابرماس، ریچارد رورتی و جان کین) بنا گشت. رزاقی در این مرکز، از امکانات وسیع «مرکز پژوهش های مجلس ششم» و نمایندگان اصلاح طلب آن برای پیشبرد ماموریت های مطالعاتی خود استفاده می کرد. این شبکه چندقطبی، از نگاه آمریکایی ها پتانسیلی برای ایجاد یک «نیروی سازمانی» جهت انجام پروژه «کودتای مخملی» در ایران بود.
««CIA
امل این شبکه با ضدانقلابیون ساکن هلند سبب شد که کشور هلند نیز به نحو رسمی وارد فرآیند «براندازی نرم» جمهوری اسلامی شود و در کنار اتحاد سازمان CIA و سرویس MI6 جای گیرد. روز 9 اردیبهشت 1384، «فرح کریمی» (نماینده حزب سبزها در پارلمان هلند) در پوشش سفری دیپلماتیک وارد ایران شد تا در آستانه نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، با مقامات ارشد دولت اصلاحات به رایزنی بپردازد.
کریمی که در دهه 1360 عضو شاخه نظامی گروهک تروریستی منافقین بود، از ابتدای دهه 1380 با «روزنامه ایران» (ارگان رسمی دولت خاتمی) ارتباط و همکاری داشت. وی در این سفر با «رجبعلی مزروعی» و دیگر مدیران «انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران» دیدار کرد و با آنان توافقنامه ای را برای برگزاری یک کارگاه آموزشی «مبارزه مدنی» (تحت پوشش آموزش روزنامه نگاری مدرن) در آمستردام (پایتخت هلند) امضاء نمود. او همچنین با «سعید حجاریان» و رهبران «حزب مشارکت ایران» بیش از 3 دیدار محرمانه برگزار کرد، اما رایزنی های اصلی او با گروهک های «فمینیست رادیکال» بود.
««شیرین عبادی
««شیرین عبادی
در این رایزنی ها، «فرح کریمی» یک طرح جامع را در اختیار «شیرین عبادی» گذاشت و پیشنهاد کرد که «زنان فمینیست» از استراتژی جامعه مدنی که در «طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا» تبیین و تشریح شده است، پیروی کنند. طرح جامع کریمی به تاسیس «کمپین یک میلیون امضاء» منجر شد که به نحوی آشکار وظیفه تولید و توزیع «فحشای عریان» در ایران را برعهده دارد. پس از سفر «فرح کریمی»، پارلمان هلند در بهار 1384 بودجه ای سالانه به ارزش 15 میلیون یورو را برای حمایت از «پلورالیسم رسانه ای در ایران» تصویب کرد تا خرج نهادهای حامی «براندازی نرم» در ایران گردد. 436 هزار یورو از آن توسط موسسه هیفوس (رابط سازمان اطلاعات هلند با نهادهای مدنی) در اختیار «سهراب رزاقی» (مقام سابق وزارت کشور) قرار گرفت. نزدیک به یک میلیون یورو از این بودجه نیز به یکی از نزدیکان «محمد خاتمی» پرداخت شد؛ کسی که سال ها مسئولیت انتشار «بولتن محرمانه» رئیس جمهوری را برعهده داشت و اکنون با ارتزاق از بودجه براندازی دولت هلند، نشریه الکترونیکی «روز آن لاین» را در اروپا مدیریت می کند.
همزمان با مصوبه پارلمان هلند، «ریچارد باچر» (سخنگوی وزیر خارجه آمریکا) نیز اعلام کرد که دولت ایالات متحده یک بودجه 3 میلیون دلاری را برای سازمان های غیردولتی و مدنی و... در داخل ایران تخصیص داده است، اما پس از شکست اصلاح طلبان در سوم تیر 1384، ناگهان روند حمایت های مالی آمریکا از نیروهای سابق دولت خاتمی شتاب گرفت. روز 27 بهمن 1384، «کاندولیزا رایس» در کنگره آمریکا خواهان افزایش 75 میلیون دلاری «بودجه براندازی نرم ایران» شد. او گفت که 10 میلیون دلار از این بودجه خرج «قدرت بخشیدن به جامعه مدنی ایران» و «آموزش مدنی» سازمان های صنفی و سیاسی داخل ایران خواهد شد. مبلغ 15 میلیون دلار به فعالیت های اینترنتی ایرانیان برای «سازماندهی مدنی» آنان اختصاص خواهد یافت. وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد که الگوی ما برای دموکراسی سازی در ایران، تجارب «لهستان» و «جنبش همبستگی» در این کشور است.

چندی بعد از سخنان رایس، «بنیاد باران» به کانونی برای تدوین و تحلیل استراتژی «لهستانیزه کردن ایران» بدل گشت و به بومی سازی تئوری های کودتای مخملی در ایران روی آورد؛ بنیادی که «محمد خاتمی» موسس و رئیس آن بود.از این مقطع، کانون های تبلیغاتی و محافل عملیاتی برای زمینه سازی «کودتای مخملی» فعال تر شدند. پیش از این، «انتشارات روزنه» در سال 1381 اثری از «ساموئل هانتینگتون» را روانه بازار کتاب نمود که به «کتاب مقدس براندازان» مشهور است. سال 1383، «محمدجواد مظفر» ترجمه کتابی از «پل بروکر» را منتشر کرد که یک نقشه عملیاتی برای براندازی نرم بود. «نشر نگاه معاصر» که از سال 1380 تئوری های دموکراسی سازی از «حسین بشیریه» را منتشر می کرد، تا سال 1387 نیز 3 کتاب دیگر وی را با محور چگونگی براندازی رژیم های غیردموکراتیک انتشار داد. در سال 1386، «محمدعلی کدیور» برای «انتشارات گام نو» به ترجمه تاریخچه تئوری های «فروپاشی از درون» پرداخت و کتاب «گذار به دموکراسی» را چاپ کرد. در این میان، انتشار کتاب «جامعه مدنی، مبارزه مدنی» توسط «انتشارات روشنگران و مطالعات زنان» شگفت انگیز بود. این کتاب که چکیده و گزیده مجموعه آثار «جین شارپ» (پدر کودتاهای مخملی) و «رابرت هلوی» (افسر سازمان سیا) است، با ترجمه «مهدی کلانترزاده» و زیر نظر «شهلا لاهیجی» انتشار یافت.
از سال 1384 تا سال 1386، بیش از 4 کارگاه آموزشی برای اصلاح طلبان در آمستردام، دوبی و دهلی نو برگزار شد که بودجه آن را هلند و آمریکا تامین کردند. 21 عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران- که برخی از آنان از خبرنگاران ویژه خاتمی بودند- در آبادان 1385 به آمستردام سفر کردند تا در کارگاهی آموزشی زیر نظر «فرح کریمی» و «الیزابت چنی» (دختر معاون وقت رئیس جمهور آمریکا) شرکت کنند و آخرین تکنیک های جنگ نرم را فراگیرند. 7 بهمن 1385 نیز 3 تن از زنان فمینیست که در کمپین گسترش فحشا(یک میلیون امضاء!) فعال بودند، قصد سفر به دهلی نو را داشتند تا با یک عضو گروهک تروریستی «فدائیان خلق» به نام «مینا سعدادی» ملاقات و رایزنی کنند.
»» برگرفته شده از www.kayhannews.ir